نور الدين عبد الرحمن اسفراينى

61

كاشف الأسرار ( فارسى )

پيش گرفتن ، جوع برجوع افزودن ، با نفس و شيطان به محاربه بيرون آمدن ، مجالس حقّ بودن ، دل با خداى راست كردن ، اخلاق مذموم را محو كردن ، نفس خود را بنا كسى بشناختن ، بر گناه خود گريستن ، « 3 » ترك ادّخار گفتن ، توكّل بر خداى كردن ، خود را بدين آية كه « وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ » « 4 » مخصوص گردانيدن « 5 » و نفس خود را بدين آية ديگر كه « فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِكُمْ » « 6 » كار فرمودن . ( 104 ) برشمردن اين تطويلى دارد ، امّا پيرزنى « 7 » را كه فرزندش مرده باشد ، او را حاجت نباشد كه از ديگرى باز « 8 » پرسد كه من چگونه گريم ، بلكه درد مصيبت فرزندش چنان‌كه باشد گرياند . همچنين درد طلب نيز طالب مسكين را بىاختيار به كنجهاى خلوت « 10 » بازكشد ، تا چون از خلق بسر آيد ، با درد خود پردازد و دل را تسليم درد طلب مطلوب خود گرداند ، و اين « 11 » مىگويد بيت : دل بغم تسليم كردم خود شدم نظّارگى * يا ز غم سير آيد او يا خون شود يك‌بارگى گويدم هر بىخبر كز عشق او پرهيز كن * جنگ سخت آسان نمايد بر دل نظّارگى « 12 » ( 105 ) فىالجمله ، ببايد دانست كه نشستن به خلوت رفتن راه طريقتست ، گرفتن تمامى شريعتست ، معدن معرفتست ، سرمايهء محبّتست ، بحقّ قربتست ، از حقّ كرامتست ، از طاعت ندامتست ، از معصيت خجالتست ، ترك نكرتست ، متابعت سنّتست ، موافقت مشايخ طريقتست ، پرواز سيمرغ سرّ در هواى هويّتست . با سر شويم كه خلوت انقطاع « 19 »

--> ( 3 ) - گريستن L : بگريستن N - - ( 4 ) - سورهء 51 ( الذاريات ) آيهء 56 - - ( 5 ) ( 4 ، 5 ) - مخصوص گردانيدن L : بيازمودن N - - ( 6 ) ( 5 ، 6 ) - سورهء 5 ( النساء ) آيهء 104 / 103 - - ( 7 ) - پيرزنى را L : پيره‌زنى - N - - ( 8 ) - باز L : - N - - ( 10 ) - خلوت N : خلوتها L - - ( 11 ) - اين L : + بيت N - - ( 12 الى 15 ) - بحر رسل - - ( 19 ) - در هواى N : ميدان L - - با L : باز N